محمد تقي جعفري

مقدمة الكتاب 14

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

الهى و غوطه ور شدن در الهيات يگانه هدف ايده آل اوست ، آن مطالب در معنى كاملًا مربوط است ولى هنگامى كه به صحنه انديشه هاى معمولى و گفتارهايى منطقى وارد مىشوند روابط ميان آنها گسيخته به نظر مىرسد ، و براى شخص عادى موجب مىشود كه بگويد جلال الدين براى واحدهاى اين تداعى معانى در زمين خود چه رابطه‌اى را برقرار ساخته است ؟ ولى چنان كه در ابيات فوق متذكر شده است : تماس جلال الدين با حقائق منظورش ، كه گاهى در ما فوق زمان و حدود ناشى از شئون معمولى انسان صورت مىگيرد ، مطالب در آن گاه در يك واحد ما فوق به ديدگاه جلال الدين مطرح مىشود ، در نتيجه مفاهيمى از قبيل مقدمه و نتيجه و آغاز و انجام و روابط ميان اجزاء و تلازمهاى معمولى از هم پاشيده مىشود . ولى با يك دقت لازم در تمام مثنوى ارتباط موضوعات را مىتوان به قرار ذيل برقرار ساخت : نخست در بارهء موضوعى كه مطرح شده است ، مقدارى توضيح مىدهد و تفسير و استدلال مىكند ، سپس يكى از همان واحدهايى كه در راه توضيح و تفسير و استدلال بيان نموده است او را جلب كرده در پيرامون همان واحد بتحقيق و انديشه مىپردازد كه گاهى اهميت همان واحد از نظر عظمت خيلى بالاتر از اصل موضوعى است كه مطرح كرده است ، گاهى در همين واحدهايى كه در راه تفسير و توضيح و استدلال او را به خود متوجه مىكند مسئلهء ديگرى ، مجذوبش مىسازد ، و در نتيجه ببحث و ببررسى در بارهء اين نوع از واحدها مىپردازد . بعضى اوقات جلال الدين در همين واحدها به ياد موضوع اصلى افتاده دوباره به همان موضوع باز گردد . بنا بر اين بايستى در بررسى مثنوى اين نكته كاملًا مراعات شود ، و الا ممكن است عالىترين مطالب در گروهى از ابيات براى مطالعه كننده ابهام آميز جلوه كند . از نظر روانى دليل اين روش در كتاب مثنوى اين است كه جلال الدين با نبوغ فوق العاده‌اى كه دارد ، داراى اين مزيت ذهنى نيز هست كه مطالب خيلى فراوان در اغلب حالات در ذهن او به طور خود آگاه وجود داشته و مورد بهره بردارى او قرار مىگيرد . براى توضيح بيشتر در باره اين مطلب لازم است كه مثالى چشمگير بياوريم : جلال الدين در كتاب مثنوى « در معنى حديث ان لربكم فى ايام دهركم نفحات ألا فتعرضوا لها » در حدود 67 بيت سروده است ، اين ابيات موضوعات متعددى را مطرح مىسازد و ما مجبوريم براى آشنايى اجمالى با روش جلال الدين اين موضوعات و رابطه آنها را مطرح بسازيم . 1 - گفت پيغمبر كه نفحتهاى حق اندرين ايام مىآرد سبق گوش هش داريد اين اوقات را در رباييد اين چنين نفحات را موضوعى كه در اين دو بيت مطرح است اين است كه خداوند از الطاف